کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است.
کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست.
کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است.
کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است.
کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.
کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.
کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است.
کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است.
کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پرحرف است.
کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است.
کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است.
کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است.
کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است.
کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند دیوانه است.
کسی که پول می گیرد تا گاهی راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است.
دلم گرفته
و چقدر می آیی به دل گرفتگی هایم،
دامنِ گلدارِ چین چین بپوشم،
چشمهایم را ببندم،
دستهایم را باز کنم،
موهای کوتاه بورِ تا شانه ام را، شانه نکشیده در بادهای کودکی رها کنم،
یک پایم روی پاشنه باشد،
پای دیگرم روی انگشت،
بچرخم
بچرخم
بچرخم
و تو ای صدای تا ابد با من،
از میان کوچه های کودکی
دست در دست خوشبختی
بلندتر از همیشه
بخوانی :
آسیاب بشین میشینم،
آسیاب پاشو پامیشم،
آسیاب بچرخ میچرخم،
آسیاب پاشو،پا نمیشم؛
جوون ننه جون،
پا نمیشم؛
جونه قفل چمدون،
پامیشم…
آسیاب تند ترش کن،
تندتر تندترش کن…
بلندتر بخوانی و من تندتر بچرخم،
باز بچرخم،
بچرخم…
با همان دامنِ گلدارِ چین چین،
با همان موهای کوتاه بور…
با همان….
من دلم گریه می خواهد…..
لحظه دیدار نزدیک است .
باز من دیوانه ام، مستم .
باز می لرزد، دلم، دستم .
باز گویی در جهان دیگری هستم .
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفم را، دست! آبرویم را نریزی، دل !
ای نخورده مست
لحظه دیدار نزدیک است .
شگفت انگیزترین بخش درباره Biom این است که بنز اعلام کرده خودروی جدیدش نه در کارخانه، بلکه از دانه های گیاهان رشد میکند. شاید در ابتدا این گفته کمیغیر معقول به نظر بیاید اما مطمئن باشید توضیحات بیشتر کارخانه بنز نیز نمیتواند شدت شگفت انگیزی این ایده را کاهش دهد.
چه دلیلـی وجـود دارد که ما بعضی از غذاها را دوست نمیداریم و به برخی از غـذاها عـلاقه بسیــار زیـادی داریم؟ این
سوالی است که من در طی این چند ماه بـارهـا و بـارهـا از خـود پرسیـم تـا بلـکه بتـوانـم نتــیجه گیری کنم که غذاهای خوشمزه چه مزه ای هستند.
مردی که در پی اختلاف حساب ۳۰ هزار تومانی با دوستش، او را در شهرستان اراک کشته بود، در تهران دستگیر شد.
اوایل هفته گذشته مردی با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ شهرستان اراک تماس گرفت و از درگیری مسلحانه میان یکی از همسایگانش با فردی غریبه خبر داد. در پی این تماس، ماموران آگاهی شهرستان اراک به محل حادثه اعزام و در بررسی محل متوجه شدند مردی جوان با شلیک گلوله به قتل رسیده و جسد وی مقابل در ورودی مجتمع مسکونی رها شده است.
فرار قاتل از محل جنایت
به دنبال این حادثه و با هماهنگی قضایی، جسد مرد جوان به پزشکی قانونی انتقال یافت و در تحقیق از همسایهها معلوم شد عامل جنایت که در طبقه دوم مجتمع زندگی میکرده، پیش از حضور ماموران متواری شده است.
با مشخص شدن این موضوع، ماموران در بررسی خانه متهم به قتل ـ خشایار ـ یک قبضه سلاح شکاری کشف و ضبط کردند و در ادامه جستجوهای پلیسی مشخص شد مقتول آرش نام داشته و از دوستان قاتل فراری بوده است.
به این ترتیب، جستجو برای دستگیری متهم فراری آغاز شد تا عاقبت روزهای پایانی هفته گذشته متهم فراری در یکی از محلههای تهران شناسایی شد که ماموران با کسب نیابت قضایی، وی را در مخفیگاهش دستگیر کردند.
اعتراف به قتل دوست
سرهنگ رفیعی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مرکزی در این باره گفت: پس از انتقال متهم به پلیس آگاهی شهرستان اراک، در تحقیقات معلوم شد او و مقتول اختلاف حساب ۳۰ هزار تومانی داشتهاند، روز حادثه وقتی آرش (مقتول) شیشههای مجتمع را شکسته، عامل جنایت عصبانی شده و با باز کردن پنجره خانهاش با سلاح به سوی مرد جوان شلیک کرده و مرگ او را رقم زده است.
بنابراین گزارش، متهم به قتل با قرار قانونی روانه زندان شد تا بزودی صحنه جنایت را بازسازی کند.